+ پاسخ به مبحث
صفحه 1 از 2 12 آخرآخر
نمایش نتایج 1 تا 10 از 18

مبحث: بیدل دهلوی و اشعار او

  1. #1
    b.b
    b.b آفلاین می باشد
    مدیر انجمن تاريخ
    24,097 امتیاز ، سطح 37
    79% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 253
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class500 Experience Points
    نماد b.b
    تاريخ عضويت
    Oct 2007
    پست
    1,680
    گيپا
    197,963
    پس انداز
    0
    امتیاز
    24,097
    سطح
    37
    تشكرها
    470
    1,197 بار در 705 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض بیدل دهلوی و اشعار او

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    سخن گفتن از عوامل شاعرانگی در شعر شاعری که :
    هزار آینه در پرداز زلفش
    زجوهر شاخه مژگان در آب است
    کاری بس دشوار و فوق طاقت است . چرا که برای تهیه مقاله ای که بتواند حق مطلب را به تمامی ادا کند و کلیه عناصر به کار گرفته شده در ساختار شعر او را در برگیرد در برابر عظمت شعر او :
    در انتظار جمالی ، نشسته ام به خیالی
    تحیر از مژه آغوش ها گشاده به هرسو
    به هر تقدیر ، محور سخنم را به طور عمده به سه جنبه از جنبه های شعر بیدل اختصاص می دهم و به طور اجمالی ، درباره "منش استعاری زبان ، ذهن و تصویر " در شعر بیدل ، نکاتی را یاد آور می شوم .
    به طور کلی امروزه آنچه که مربوط به بررسی متن شاعرانه می شود ، جدا از فرایند تحول کلی نظریه های ادبی و مقوله نقد نیست. چرا که مقوله شعر در قلمرو تعریف ونقد ، همواره مورد توجه نظریه پردازان ادبی بوده و خواهد بود . بحث های نظری درباره متن شاعرانه ، اززمان ارسطو آغاز شده و در گذر تاریخ ، چالش های فراوانی را پشت سرنهاده است که بر آیند کلی آنها ، به ویژه در قرن بیستم ، با تاثیر پذیری از دستاوردهای دانش زبان شناسی و همچنین نظریه های شعری در آراء صورت گرایان روس و پس از آن ، ساختار گرایان ، جایگاه ویژه ای را برای آن فراهم کرده است . در حوزه زبانشناسی ، با تکیه بر آراء سوسور و نظریه پردازان نشانه شناسی ، رهیافت های ارزشمندی برای درک جایگاه ویژه آن در نظام زبان در نظر گرفته شده است ؛ به گونه ای که متن شاعرانه از دیدگاه "یوری لوتمان" نشانه شناس برجسته روس ، این گونه تعریف می شود : « متن شاعرانه ، نظام نظام ها یا رابطه رابطه هاست ؛ پیچیده ترین شکل قابل تصور سخن است که چندین نظام مختلف را درهم فشرده می کند.[ زیرا ] شعر "دال" را باتمام وجود، فعال می کند و واژه را در چنان شرایطی قرار می دهد که تحت فشار شدید واژه های اطراف حد اعلای عملکرد را از خود بروز می دهد و غنی ترین استعداد خود را رها می سازد.» با توجه به نظر لوتمان ، بیدل یکی از معدود شاعرانی است که شعر او در بسیاری از موارد به نظام نظام ها تبدیل شده و به مدد درک لحظه ها و ذهن و زبان شاعرانه ، چندین نظام مختلف را در هم فشرده ساخته و در نتیجه موفق به کشف زبانی شده است که یکسره برمنش استعاری ، استوار است. این زبان از سه سرچشمه اصلی استعاره (کلاسیک، رمانتیک و مدرن) بهره گرفته و حد اعلای کارکرد واژگان در زبان را به سامان رسانده است. ازهمین رو، بستر سیال این زبان، جایگاهی مناسب برای تجلی تخیل جادویی شاعرانه او واقع شده و به خلق بیانی تصویری و خارج از مرزهای قرار دادی جهان واقعی منجر شده است.
    یکی ازمهم ترین عواملی که در خلق یک فضای یکه و یگانه در شعر بیدل موثر است ، قطع پیوندهای جهان شاعرانه او از جهان واقعی است و پناه بردن او به ساحت فردی در لحظه آفرینش هنری .
    بدین طریق می توان شعر بیدل را ، شعر گریز از رئالیسم وانمودی کلیشه ای در زندگی روزمره به حساب آورد که خرق عادتی جسورانه راتوصیه می کند.
    زندگی در قید وبند رسم وعادت مردن است
    دست دست توست بشکن این طلسم ننگ را
    گریز از رئالیسم عادتی که یکی از نشانه های مدرنیسم در اسلوب نوشتاربیدل است ، او را به سمت فرا واقعیتی هدایت می کند که جایگاه وهم فرا واقع است و ساخت فضا و تصاویر استعاری در شعر او درنتیجه همین "گریز" انجام می پذیرد و به بستری مناسب برای سامان یابی استعاره های قدرتمند و هنجارگریز وتصاویر هنری متناقض نما تبدیل می شود؛ تصاویری ازاین دست :
    به عیش خاصیت شیشه های می داریم
    که خنده برلب ما قاه قاه می گیرید
    علاوه بر آن ،"ذهنیت" در شعر بیدل، درنتیجه گریز از کلیشه ها به سمت عرفانی بی بدیل، کمال یافته و شناختمدار پیش رفته و در نتیجه " تصوف مدعی"، به "عرفان بی ادعا" ، تبدیل شده است، که خود بنیان های اصلی "عرفان آینه بین" در شعر بیدل را بنا نهاده است:
    غفلت چه فسون خواند که در خلوت تحقیق
    برگشت نگاهم به خود و آینه بین شد
    و همین "عرفان آینه بین " بیدل را به شناختی رسانده است که فنای مطلق را در پی دارد:
    نه وحدت سرایم ، نه کثرت نوایم
    فنایم فنایم ، فنایم فنایم
    همچنین ،همین عرفان ناب ، بیدل را به سمت تواضع و قناعتی می کشاند که نهایت بی ادعایی و اظهار ناچیزی در برابر جمال معشوق را که در مکتب بیدل ، از حاصل جمع "جمال و جمال آفرین" حاصل می شود ، بیان می دارد :
    گمگشتگان وادی حیرت نگاهی ایم
    در گرد رنگ باخته کن جستجوی ما
    این شیفتگی ، جز تحیر برباد دهنده "دین و دنیا" برای شاعر ، چیزی در پی ندارد :
    تحّیر تو زفکر دو عالمم پرداخت
    به جلوه ات که نه دین دارم ونه دنیایی
    وقناعتی اندک خواه را نصیب اومی سازد :
    قانع به جام وهمیم، از بزم نیستی کاش
    قسمت کنند برما،ازیک حباب ، نیمی
    این ذهنیت یا اندیشه غنی شده در شعر بیدل ، اندیشه ای پدیدار شناسانه و فلسفی است و آرامش عادت زده حاکم برزندگی روزمره را به چالش می کشد و ناچیز می شمارد؛ پس شاعر با دیدۀ بصیرت بین ، در سرشت کلیه عناصِر هستی ،"پریشانی" و عدم آرامش مشاهده می کند:
    به جمعیت فریب این جهان خوردم،ندانستم
    که درهرغنچه،طوفان پریشانی کمین دارد
    اندیشه فلسفی در شعر بیدل ، درتلاشی خستگی ناپذیر، در صدد آن است تا حقیقت شگرف زیبایی جهان آفرینش را که درنتیجه کشف و شهود شاعرانه ، نصیب او شده است ، در مسند باور بنشاند ، و کثرت را در آن به وحدت هستی مدارانه متصل کند؛ پس عرصه شعر او به جولانگاه سفر کثرت به وحدت و بالعکس تبدیل می شود. این مسئله بالاترین هدف "شناخت " در شعر او را ، که تامل درپیکرۀ وا حد و زیبایی هستی است ، رقم می زند. چرا که این عرصه ، جایگاه "دیدار" معشوق است و تحیر از تجلی جمال بی بدیل او :
    نرگسستان جهان وعده گه دیدار است
    کز تحیر همه جا آینه خرمن کردند
    دیداری که شاعر در آرزوی نائل آمدن به آن حتی برگریه ای ابدی دل می بندد:
    شاید گلی زعالم دیدار بشکفد
    تا چَشم دارم آینه خواهم گریستن
    یکی دیگر از بارزترین نمودهای اندیشه فلسفی در شعر بیدل ، فراهم آوردن بستری مناسب ، برای کارکرد حیرت انگیز عنصر" بازتاب یا انعکاس" در شعر است ؛ به گونه ای که در فرایندی جادویی پدید ه های حیات در شعر او در چرخه ای عجیب قرار می گیرند تا پس از پالایش ، به خلوص و شفافیتی دست پیدا کنند تا بتواند به مثابه ابزاری برای انعکاس زیبایی معشوق به کار آیند. این فرایند در کلیت خود از جزیی ترین عناصر هستی تا کلی ترین آنها را در برمی گیرد و جهان شعر بیدل را به آیینه زاری از تلاقی انعکاس های متعدد تبدیل می کند. که از این میان ، سه عنصر "شبنم ، آینه و شاعر" بالاترین درجه مقام انعکاس و " آینگی" را از آن خود ساخته اند. چراکه از کیفیت نوع زیبایی ای که مشاهده می کنند و قرار است آن را بازتاب دهند ، هر سه در حیرت اند:
    از حسرت گلزارتماشای تو آبست
    چون شبنم گل آینه درآینه دان ها
    و :
    درین گلشن نه بویی دیدم ونی رنگ فهمیدم
    چو شبنم حیرتی گل کردم و آیینه خندیدم
    دراین میان دغدغه اصلی ذهنیت در شعر بیدل ، قبولاندن این زیبایی بی قید و شرط ، قطعیت یافته ازلی و ابدی و تغییر ناپذیر در جهان ، به مخاطب است . پس اندیشه در شعر او جانب نسبیت را فرو می گذارد و به قطعیتی اقتدار طلبانه دست پیدا می کند. زشتی های چهره جهان رانیز زیبا می بیند ، دریچه های عرفان اجتماعی را بر جهان خود می بندد ، عرفان شخصی و احوالی را بر می گزیند و چالشی تازه را با رئالیسم وانمودی درزندگی واقعی طرح می ریزد که پرداختن به آن از حوصله این بحث خارج است . شاید بتوان گفت نکته دیگری که درنتیجه فرایند چرخه شفافیت در شعر بیدل ، به اهمیتی ویژه از دیدگاه مباحث زیبایی شناختی دست پیدا می کند ، تبدیل شدن پدیده ها به " اُبژه " درنتیجه ذهنیت قوی جاندار انگارانه( عملکرد عنصر"آنیمیسم") است . در نتیجه این جاندار انگاری هنری ، هیچ چیزی ، بیرون ازدایره نمی ماند. چرا که در بسیاری از موارد ، علاوه برعناصر و پدیده ها ، "مفاهیم" نیز به شخصیت هایی صاحب شعور تبدیل می شوند ؛ و این است که مفاهیم "حیرت و حیرانی" درموارد متعدد، به موجوداتی هوشمند ، در برابر جلوه بی نظیر معشوق ، خود ، به "حیرت" می نشیند:
    به خلوت که حیا پرور است شوخی حسن
    زچشم آینه بیرون نشست حیرانی
    یا :
    در خلوتی که حسن تو دارد غرور و ناز
    حیرت زچشم آینه بیرون نشسته است
    حال ، نکته ای که دراین بیان قابل تامل است این است که زبان شعر بیدل، این گونه آشنایی زدا و هنجار شکن است ، بدون تردید ، خوانشی آشنایی زدا را نیز می طلبد؛ خوانشی از نوع گفتمان سه جانبه مولف ، متن و مخاطب. خوانشی که در آن ، مخاطب برای نزدیک شدن به جهان شعر مجبور است ابزارهای سنتی و قرار دادی خوانش شعر را به یکسو نهد و به دنبال ساده کردن نظام پیچیده این زبان شاعرانه نباشد . زیرا جهان شعر بیدل جهانی اثیری و آمیزش یافته از دو عنصر "بیخودی" (متعلق به تجربه های ناب عرفان شخصی) و "وهم" (متعلق به گریز از رئالیسم وانمودی) است ، و به همین دلیل عناصر شعر او ، پیوسته در حال لغزش ، جهش و رهایی اند و دامنه ای بسته ، محدود و قابل ساده شدن ندارند. دلبستگی بیدل به مکان هایی فراواقعی که جایگاه گریز او از واقعیت زندگی روزمره و پناه بردن به عزلت شاعرانه و عارفانه اند ، نکته دیگری است که شاید اشاره به آن در این مقوله ، در روشن تر شدن گوشه هایی از جهان شعر او ، موثر باشد . این مکان ها درهمه اشکال خود بر فضایی اختصاصی و فردی دلالت دارند ؛ مکان هایی که یا وهم آلودند یا بی نشان و یا حیرتکده .
    این مکان ها در همجواری با "جهان پریوار" در شعر بیدل به کیفیتی جادویی و افسانه ای دست پیدا کرده و در همراهی با " فضایی لامکان و دشت بی نشان "، مکان فلسفی " عدم " را در شعر او مطرح کرده اند؛ اما نوعی عدم مکانمند و هستی مدار. آفرینش این "مکان فلسفی" و استفاده ابزاری از آن در جهت خلق معانی تازه ، یکی از زیباترین پارادوکس های معنایی و فلسفی در ذهنیت شعر بیدل است ؛ چرا که این "عدم مکانمند" در" ظلمت آباد" خود ، مقدمات امید به شناختی کمال یافته تر و نشانه هایی از حضور افسانه ای معشوق را در خود نهان دارد :
    برامید آن که یابیم از دهان اونشان
    موی خود را جانب ملک عدم داریم ما
    "عدم فلسفی" در شعر بیدل ، جایگاه تجربه و کشف و شهود عارفانه نیز هست و تنها مکانی است که شاعر در آن ، تجلی صبح دیدار معشوق را انتظار می کشد:
    بی نفس در ظلمت آباد عدم خوابیده ایم
    شاخه زن گیسو، سحرانشاء کن ازشب های ما
    یا :
    زان دهان بی نشان بوی سراغی برده ام
    تا قیامت بایدم راه عدم پرسید و رفت
    به هر حال ، بیدل به مکان های بی نشان ، خمار آباد ، جنونکده ، عدم آلوده و گسسته از جهان واقعی (جهان موجود) دل بسته است . چرا که "صحرای امکان" (یا این جهان فانی را )، زراعتگاه " سراب" می داند؛ آن را به ابتذال متهم می کند؛ از بیم آفت آن در هراس است ؛ مخاطب را ازدل بستن به آن بر حذر می دارد و از سرنوشت نا بسامان خویش درمدت اقامت در آن ، سخن می دارد:
    در زراعتگاه امکان بس که بیم آفت است
    خلق را چون دانه گندم دلی در سینه نیست
    اما یکی از اساسی ترین نکته ها شعر بیدل ، قرار گرفتن لحظه های ناب کشف و شهود شاعرانه او در برابر "آینه " است . " آینه " یکی از جاندار ترین موتیف های نمادین شده در شعر بیدل است " حیرت و حیرانی " او را به تمامی گسترۀ هستی بازتاب می دهد . درباره چند و چون کیفیت کاربرد متنوع این نماد در شعر بیدل ، جای سخن فراوان است . اما زیباترین نقش "آینه" زمانی است که شاعر به آن ، وظیفه ای دو سویه محول می کند و آن را به مثابه هم "ابزاری برای تماشا ی زیبایی" و هم " چشم تماشاگر زیبایی" در برابر عظمت جاودانه هستی می نشاند و این نقش متاقض نما ، حیرت انگیزترین پارادوکس تصویری شعر بیدل است که در نتیجه این فرایند ، نماد شگرف " حیرت آینه " خلق و زیبا ترین بازی های هنری با این نماد عجیب آغاز می شود :
    اگر زجوهر آینه نیست دام به دوش
    چرا زروی تو حیرت، شکار آینه است ؟
    و:
    رفته ایم از خویش اما از مقیمان دلیم
    حیرت از آیینه هرگز پا برون نگذاشته است
    اما نکته ای که شاید دراین مقوله ، اشاره به آن خالی از لطف نباشد این است که هر چند بیدل از جهان فردیت یافته خود راضی به نظر می رسد ، اما گاهی از رنج آوارگی و پریشانی خود نیز سخن می گوید که معنی ضمنی کلام این سخن را به سمت گلایه یک عارف رنج کشیده درراه دشوار شناخت ، هدایت می کند:
    به هرجا می روم از دام حیرت برنمی آیم
    به رنگ شبنم از چشمی که دارم خانه بر دوشم
    و در بیانی گلایه آمیزتر و اندکی دردناک :
    دوعالم گشت یک زخم نمکسود از غبار من
    زمشت خاک من دیگر چه می خواهد پریشانی؟
    و یا:
    ره آوارگی عمری ست می پویم ، نشد یارب ؟
    که چون تمثال یک آیینه وارم دل شود پیدا
    واما سرانجام همه این حکایت ها ، باز هم حکایت " آینه " است که در حسرت "دیدار" یار حتی از غبار به جا مانده از پیکر شاعرهم دست برنمی دارد ودرکنشی جادویی ، یکی دیگر از زیباترین استعاره های قدرتمند متناقض نما در شعر بیدل را درهیات " چکیدن آینه از غبار پیکر شاعر " در بیانی بی نظیر و شاعرانه رقم می زند:
    داده ست به باده طپشم حسرت دیدار
    آیینه چکد گر بفشارند غبارم

    gsngroup
    دلم آشفته آن مايه ناز است هنوز / مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز
    جان به لب آمد و لب برلب جانان نرسيد / دل به جان آمد و او برسر ناز است هنوز
    گرچه بيگانه زخود گشتم و ديوانه زعشق / يار عاشق كش و بيگانه نواز است هنوز

  2. کاربرانی که برای این مطلب مفید از b.b تشکر کرده اند:


  3. #2
    مدیر سابق ادبیات
    33,812 امتیاز ، سطح 44
    91% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 138
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class500 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,637
    گيپا
    22,935
    پس انداز
    0
    امتیاز
    33,812
    سطح
    44
    تشكرها
    825
    1,496 بار در 826 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض برگی از دفتر زندگی و اشعار بیدل دهلوی

    تقریبا همه ادیبان و شاعران و نویسندگان معتقدند كه هیچ شاعری نیست كه تمام اشعارش یك‌دست وهم طراز باشد. هرشاعری درطول عمر شاعریش ودرطی رشد آرام و ناگزیر اندیشه‌اش، شعر‌هایی سروده كه به دلیل شرایط گوناگون درونی وبیرونی حاكم براو، با یكدیگر متفاوتند وبیدل هم ازاین امرمستثنی نیست. حجم زیاد غزلیات اووتفاوت‌های ساختاری ومحتوایی‌شان بیان‌گراین‌است كه این دست‌مایه‌ها حاصل چندین دوره زندگی پر‌فراز ونشیب اوبوده است.
    به گفته اقبال لاهوری: «كرم شبتاب است شاع، درشبستان وجود
    درپروبالش، فروغی گاه هست و گاه نیست»
    اگر باورداشته باشیم كه بیدل مانند دریا ژرف ووسیع است باید این‌راهم بپذیریم كه دریا وهم‌كف داردوهم گوهرواماازبیدل بشنویم كه می‌گوید:

    درپرده ‌ســازما، نوابسیــــاراسـت عیب وهنرورنگ وصفابسیاراست
    خواهی‌كف‌ گیروخواه،گوهربردار ما دریاییم و موج ما بسیــــار است

    ازآنجا كه بیدل ایرانی نبوده، وهمچون حافظ باریزه كاری‌های ساختاری ومعنایی زبان فارسی وجاذبه ودافعه برخی ازواژه‌ها، آشنایی نزدیك نداشته برخی ازاشعارش برای خواننده نامانوس است.
    اما اشعاربیدل صرف‌نظر ازبعضی پیچیدگی‌هایش ودركنار درونمایه ارزنده‌اش سرشار ازقابلیت‌های موثر زبان شعراست وبیدل با صراحت واژه‌‌ها مانند دوم درشت تخیّل خود می‌گیردوبه آن شكلی گیرا می‌بخشد:

    داغم ازكیفیّت آگاهی واوهـــام، هـــم
    جنس،بسیاراست ونقدفرصت‌ناكام،هم
    آنچه مادرحلـــقه داغ محبــــّت دیده‌‌ایم
    نی سكندردید درآئینه، نی درجام، جم

    اززندگی بیدل چه میدانیم؟
    بیدل شاعری دیرآشناست وهنوز سال‌های زیادی ازشهرت محدود اودرایران نگذشته است. محبوبیت بیدل درهند وافغانستان و تاجیكستان وازبكستان، درحدمحبوبیّت حافظ ومولانا درایران است. اما به نظرمی‌رسد بیگانگی با این شاعرگران‌قدر، كم‌كم روبه زوال است ودرقلب ما ایرانیان جایی برای بیدل دركنار حافظ وسعدی و مولانا ... باز شده است.
    معمولا چنین است كه خواننده‌ باخواندن چند اثراصیل، مشتاق دانستن زندگی صاحب اثرمی‌شود واگرخالق اثر،شاعربلند اندیشی چون بیدل دهلوی باشد به منش وروش زندگی سراینده اشعاری چون:
    ادب، نه كسب عبادت، نه سعی حق طلبی است
    به غیر خاك شدن، هرچه هست، بی‌ادبی اســت
    علاقمند می‌شویم.
    ابوالمعانی میرزاعبدالقادرعبدالحاق ارلاس( یابرلاس) متخلص به بیدل، درعظیم‌آباد پنته متولدشد. میرزا سید ابوالقاسم ترفدی تاریخ زایش بیدل راازروی حروف ابجد كه دربیتی به نظم آورده شده 1054 ه. ق دانسته‌است، بیدل‌ مغولی ازقبایل ارلاس بود كه این قبیله شهرت چندانی نداشت تا جائی كه امروزكسی به یقین نمی‌داند كه ارلاس درست است یا برلاس. اینكه چگونه نیاكان بیدل ازماوراء النهر وتوران به هند آمده‌اندوساكن شده‌اندروشن نیست.
    پدربیدل به‌نام«میرزا عبدالخالق» كه جنگاوربود پس ازآمدن به هند با جنگ وداع كردوتحت هدایت «مولانا كمال» و به دست موسی شیخ عبدالقدر«شیخ طریقت قادریه» شرف هنور؟یافت تن به كسوت قادری دادوصاحب پسری شد وبنا به ارادت خود نام اورا عبدالقادرگذاشت. بیدل 5یا 6 ساله بود كه پدرش جهان فانی رابدورود گفت وسرپرستی اورا «میرزاقلندر» عموناتنی‌اش برعهده گرفت. بیدل كه ازهوشی سرشاروحافظه‌ای گیرا برخوردار بود توسط عمویش با عالم عرفان آشنا شد و بعد اززمانی كل قر‌آن راازبرشد. نبوغ بیدل ازكسی پنهان نبودتا آنجا كه«شاهزاده محمداعظم» اورابه دربارآورد. اما زمانی كه ازاوخواست تادرمدحش شعری بسراید اردرباربیرون آمد وهرگز به آنجا بازنگشت. بیدل بعدازسفر‌ها وتجربه‌های بی‌شمار به شاه‌جهان آباد رفت وپس ازمدتی رخت اقامت دردهلی افكند وآثاربسیاری ازنظم ونثر رابه مردمان هدیه كرد . ازآنجا كه بیدل سالیان درازی دردهلی زندگی كردبه دهلوی معروف شد وتخلص خود راكه ملهم ازشعرسعدی است خود اختیاركرد:

    عاشقـــــان كشتگان معشوقند برنیـــاید زكشتــــــــگان آواز
    گركسی وصف اوزمن پرسد بی‌دل ازبی‌نشان چه گوید باز؟

    بیدل دهلوی درسال 1133 ه.ق دردهلی به روایتی درعظیم آباد پنته جان‌به‌جان آفرین تسلیم كرد وبه وصیت خود درصحن خانه‌ای كه درآن می‌زیست دفن شد واین رباعی آخرین شعراوست كه دربستربیماری سرود: بیدل! كلف سیاه پوشــــــی نشوی
    تشویش گلوی نوحه گویی نــشوی
    برخاك بمیروهمچنان روبــــربــــاد
    مرگت سبك است، باردوشی نشوی

    بیدل با این رباعی، ‌پاسخ این پرسش را كه چرا وصیت كرده بود درصحن خانه‌اش دفن شود صراحتا بیان می‌كند؛ برای اینكه بعدازمرگ باربه‌دوش كشیدن تابوتش رابه كسی تحمیل نكند، وخواسته بود تا با استقلال ازمرگی سبك، جسم اورا همان جایی كه زیسته بود دفن كنند.

    رمز آشنای معنی، هرخیره سرنبـــاشد
    گریه‌ای عین تـــــماشا، حیرت سرشا رباش
    طبع سلیم، فضل‌است، ارث پدرنبـاشـد
    سربه سردلــــدار ، یـا آیینه دلــــــــدار باش
    برآسمان رسیدیم، راز درون ندیدیــــم
    یا هجوم عیش شو، چون نغمه ذوق وصال
    این حلقه، شبهه دارد، بیرون درنباشـد
    یا سراپا درد دل ، چون نالـــــــه بیمار باش
    خلق وهزارسودا، ماوجنون ودشتــــی
    بال وپر وفرسوده دام فلك ، ‌نتـــــــوان شدن
    كانجا زبی كسیها ،‌خاكی به سرنباشــد
    گرهمه مركزشوی ، بیرون ‌از این پرگارباش
    امروزقدرهركس، مقدارمال‌وجاه‌اسـت
    گرهمه بویی زافســـــــــــون حد دارددلـت
    آدم، نمی‌توان گفت، آنرا كه‌خردنباشـد
    بردم عقرب نشین ، یا بردهان ماربـــــــاش
    نقد حیات تاكی، دركیسه تـــوهــــــم؟
    سیرچشمی، ذره ازمهر قناعت بودن اســت
    آهی كه مانداریم گودرجگرنبــــــــاشد
    پیش مردم اندكی، درچشم خود، ‌بسیارباش
    آن به كه برق غیرت بنیاد مابســـوزد
    بی نیا زیهای عشق آخر به هیچت می‌خرد
    آیینه ایم وما راتــــــــاب نظرنبـاشـــد
    جنس موهومــی، دوروزی برسر بازار باش
    پیداست ازندامت ، عذر ضعیفی‌مــــا
    یك قدم راه است(بیدل) ازتو تا دامــان خاك
    شبنم چه وانماید، گرچشم ترنبــــاشد؟
    برسرمژگان،‌چو اشك استاده‌ای، هشیارباش



    انتخاب، مقدمه وشرح لغات، سعید یوسف نیا


  4. کاربرانی که برای این مطلب مفید از ghazal_ak تشکر کرده اند:


  5. #3
    همکار سابق انجمن ادبیات
    15,792 امتیاز ، سطح 30
    35% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 658
    9.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    جایزه ها:
    Downloads
    نماد ebi110
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ديار كريمان
    پست
    802
    گيپا
    33,873
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,792
    سطح
    30
    تشكرها
    589
    610 بار در 353 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض رباعيات"بيدل دهلوي"

    سلام برادب دوستان

    تصميم گرفتم كه رباعيات بيدل رااينجابمرورزمان بنويسم براي علاقه مندان.


    عبداقادربيدل دهلوي يكي ازشاعران سبك هندي است كه درغزل ورباعيات مشهوراست.
    رباعيات بيدل بسيار مشهوراست و بايك بارخواندن مفهوم آنها را نميتوان فهميد وخواندن آنها نياز به تفكر عميق دارد چون اكثر رباعيات او حالت عرفاني دارد.

    اميد كه مقبول طبع بلندتان قرار گيرد.


    ارادتمندشما
    اخرین ویرایش توسط ebi110 : 18-08-2010 at 02:53 AM
    كاش اين راز كه در سينه من هست نهاني

    اندكي نيز بدانست فلاني

    ليك افسوس ...

  6. کاربرانی که برای این مطلب مفید از ebi110 تشکر کرده اند:


  7. #4
    همکار سابق انجمن ادبیات
    15,792 امتیاز ، سطح 30
    35% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 658
    9.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    جایزه ها:
    Downloads
    نماد ebi110
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ديار كريمان
    پست
    802
    گيپا
    33,873
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,792
    سطح
    30
    تشكرها
    589
    610 بار در 353 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض دل

    آنكس كه منزه است ز آب وگل ما

    بي او عدمست خلوت ومحفل ما

    نامش از پرده بر زبان مي آيد

    والله كه نيست جاي او جز دل ما
    كاش اين راز كه در سينه من هست نهاني

    اندكي نيز بدانست فلاني

    ليك افسوس ...

  8. #5
    همکار سابق انجمن ادبیات
    15,792 امتیاز ، سطح 30
    35% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 658
    9.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    جایزه ها:
    Downloads
    نماد ebi110
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ديار كريمان
    پست
    802
    گيپا
    33,873
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,792
    سطح
    30
    تشكرها
    589
    610 بار در 353 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض خواجه

    آن آينه ي قدرت ذات يكتا

    آن جوهر ايجادصفات واسما

    در غيب احد است ودرشهادت احمد

    اين است رموز خواجه ي هر دوسرا


    ياعلي
    كاش اين راز كه در سينه من هست نهاني

    اندكي نيز بدانست فلاني

    ليك افسوس ...

  9. #6
    کاربر ویژه گیگاپارس (VIP)
    18,986 امتیاز ، سطح 33
    40% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 664
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    نماد sedaye.raftan
    تاريخ عضويت
    Mar 2008
    محل سکونت
    Bahrain
    پست
    2,269
    گيپا
    190,894
    پس انداز
    0
    امتیاز
    18,986
    سطح
    33
    تشكرها
    488
    1,131 بار در 764 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    سلام آقا ابراهیم ...

    خیلی خیلی تشکر بابت این تاپیک ...

    شاید خیلی از دوستان مثل من در مورد این شاعر چیزی ندونند ..

    به نظر من ، چون شما تاپیک را ساختید، بهتر نیست توی پست اول خلاصه زندگینامه این شاعر رو بنویسید ؟!!

    تشکر
    کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه ... خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
    کنارم هستی و بازم بهونه هامو می گیرم ... میگم وای چقدر سرده میام دستتاتو می گیرم

  10. کاربرانی که برای این مطلب مفید از sedaye.raftan تشکر کرده اند:


  11. #7
    همکار سابق انجمن ادبیات
    15,792 امتیاز ، سطح 30
    35% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 658
    9.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    جایزه ها:
    Downloads
    نماد ebi110
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ديار كريمان
    پست
    802
    گيپا
    33,873
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,792
    سطح
    30
    تشكرها
    589
    610 بار در 353 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض تشكرازشما

    نقل قول نویسنده sedaye.raftan مشاهده پست
    سلام آقاابراهیم...
    خیلی تشکر بابت این تاپیک...
    شایدخیلی ازدوستان مثل من در مورداین شاعرچیزی ندونند..
    به نظرمن،چون شماتاپیکرا ساختید،بهترنیست توی پست اول خلاصه زندگینامه این شاعرروبنویسید ؟!!

    تشکر
    سلام دوست عزيز
    واقعاازشماممنونم كه اينقدربه ادبيات وشعراعلاقه داريد
    شماوديگر دوستان ميتوانيدبه بخش زندگينامه شعرامراجعه كنيد.

    ارادتمندشما
    اخرین ویرایش توسط ebi110 : 18-08-2010 at 03:00 AM
    كاش اين راز كه در سينه من هست نهاني

    اندكي نيز بدانست فلاني

    ليك افسوس ...

  12. #8
    همکار سابق انجمن ادبیات
    15,792 امتیاز ، سطح 30
    35% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 658
    9.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    جایزه ها:
    Downloads
    نماد ebi110
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ديار كريمان
    پست
    802
    گيپا
    33,873
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,792
    سطح
    30
    تشكرها
    589
    610 بار در 353 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض "بيدل دهلوي" كيست؟

    سلام بر دوستان گرامي وادب دوست
    شايد بارها نام بيدل را شنيده باشيد. اما خيلي ها هستند كه اين شاعر را درست نميشناسند در صورتي كه او يكي ازبزرگترين شاعران فارسي زبان (يا دري )است.
    در اينجا تصميم گرفتم اين شاعر را بهتر به شما معرفي كنم تا با زندگي او آشنا شويد.
    اميدوارم كه موز قبول شما عزيزان واقع شود.
    ارادتمندشما
    كاش اين راز كه در سينه من هست نهاني

    اندكي نيز بدانست فلاني

    ليك افسوس ...

  13. #9
    همکار سابق انجمن ادبیات
    15,792 امتیاز ، سطح 30
    35% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 658
    9.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    جایزه ها:
    Downloads
    نماد ebi110
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ديار كريمان
    پست
    802
    گيپا
    33,873
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,792
    سطح
    30
    تشكرها
    589
    610 بار در 353 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض زندگينامه بيدل:

    به نام خدا

    درسال ١٠٥٤ ه قمري درسرزميني دوريعني هندوستان ودرساحل جنوبي رودخانه گنگ ودر شهري به نام عظيم آباد پتبه در خانه ميرزا عبدالخالق كه يك صوفي سالخورده ووارسته بود فرزندي بدنياآمد.
    ميرزاعبدالخالق به علت اينكه علاقه خاصي به مرادمعنوي سلسله طريقت خوديعني "عبدالقادر گيلاني" داشت نام فرزندخود را عبدالقادر گذاشت. يكي از دوستان ميرزا كه در علوم رياضي ونجوم بسيار تبحر داشت ونامش"ميرزا ابوالقاسم ترمذي"بود آينده درخشاني براي كودك پيش بيني كرد.
    تابعد
    كاش اين راز كه در سينه من هست نهاني

    اندكي نيز بدانست فلاني

    ليك افسوس ...

  14. #10
    همکار سابق انجمن ادبیات
    15,792 امتیاز ، سطح 30
    35% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 658
    9.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteran
    جایزه ها:
    Downloads
    نماد ebi110
    تاريخ عضويت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ديار كريمان
    پست
    802
    گيپا
    33,873
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,792
    سطح
    30
    تشكرها
    589
    610 بار در 353 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آگهی تبلیغات
    او پيش بيني كرد كه اين كودك در آينده شخص عالم ومهمي خواهد شد.
    عبدالقادر حدود چهار سال ونيم بيشتر نداشت كه دست تقدير پدرش را از او گرفت وسايه پدري از سرش رخت بر بست.
    عموي عبدالقادر يعني "ميرزا قلندر" كه خود او هم از صوفيان وارسته ووالا بود تربيت او را عهده دار شد.
    عمو او را به مكتب فرستاد و عبدالقادر در مدت زمان كوتاهي قرآن وخواندن آن را در مكتب فراگرفت واستعدادش نمايان شد.
    طولي نگذشت كه مادر عبدالقادر نيز درگذشت واو رادر اين دنيا تنها گذاشت.
    كاش اين راز كه در سينه من هست نهاني

    اندكي نيز بدانست فلاني

    ليك افسوس ...

+ پاسخ به مبحث
صفحه 1 از 2 12 آخرآخر

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

اشعار بیدل

اشعار بیدل دهلوی

بیدل دهلوی اشعار

اشعار ناب بیدلاشعار بيدلبیدل دهلویرباعیات بیدلاشعاربیدلبیدل اشعاررباعیات بیدل دهلویاشعار بيدل دهلويبيدل دهلوي اشعاراشعاری در مورد زندگیشعر بیدل دهلویاشعاربيدلبيدل دهلوياشعاری از بیدل دهلویبیدل دهلوی غزلیاتاشعار در مورد زندگیاشعار دهلویاشعار از بیدلغزلیات بیدل دهلوی اشعار بیدل صاحباشعاری بیدلشعر از بیدل دهلوی
SEO Blog

تگهای این مبحث

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts